ارخش یاآرش کمانگیر
در نوشته ها آمده پس از آنکه افراسیاب بر منوچهر غلبه کرد، او را در تبرستان محاصره کرد به ناچار ایرانیان با تورنیان صلح کردند، برای تعیین حدود، ایرانیان با تورانیان بر آن دادند که تیر آرش(ارخش)، کمانگیر معروف آن زمان، هر کجا فرود آید همان موضع سر حد باشد. پس از انداختن تیر، بدن آرش متلاشی شده، تیر به حدود فرغانه، به تنه درخت گردکان که در دنیا بزرگتر از آن درختی نبود نشست، پس آن موضع را سر حد ایران و توران قرار دادند. بنا به بند ۶ و ۳۷ تیریشت، تیر آرش از کوه «ائیریوخشت» به طرف کوه «خوانوت» پرتاب گردید(۱). اگرچه نمیتوان محل کوه ها را تشخیص داد ولی میتوان حدس زد اولی در تبرستان ودومی در خاور ایران واقع است. این موضوع به جنگ ٧ ساله ایران پایان بخشید. آرش نام یکی از مرزبانان ایران زمان یزدگرد نیز بوده است. در ارمنی واژه آرسن و آرشن هر دو از همین ریشه گرفته شده و درچم مرد و پهلوان است. درباره آرش کمانگیر و کمانداری و تیراندازی او گزارشهای زیادی آمده است، چکیده آن از این قرار است: ١. آرش می دانست جانش در خطر است بنابر این نخست بدن خود را عریان کرده، به همگان نشان داد که در او هیچ عیبی نیست اما او تمام نیروی خود را بر سر این کار گزارد، و پس از آنکه تیر در کمان نهاده و آن را رها کرد بدن پهلوان پاره پاره گشت. ٢. ایزدان آن تیر را که به اختلاف داستانها از دماوند یا ساری یا آمل(درست آن همین آمل است ولی نه آمل مازندران بلکه آمل یا چهارجوی فعلی ترکمنستان) رها شده بود بگرفتندو مدتی دراز در هوا ببردند و سرانجام تیر آرش در مرو به تنه درختی گردویی فرود آمد و مرز ایران تعیین شد. ٣. تیر یشت کهنترین گیرشگاهی است که در آن بدین موضوع اشاره شده است. صورت اوستایی این قهرمان رخشه است و همراه با صفات تیزتیر و تیزتیرترین ایرانیان از او یاد شده است. ۴. در نسک ماه فروردین روز خرداد بند٢٢ (متن پهلوی)آمده است که روز خرداد(روز ششم) از ماه فروردین، منوچهر و آرش زمین ایران را از افراسیاب باز ستاندند. ۵. بنا به آنچه در آثارالباقیه آمده فرشته اسفندارمذ به منوچهر دستور داد که تیر و کمان خاصی بسازد. بنا به روایات «غرر السیر» چوب، پر و آهن لازم برای این تیر و کمان هرکدام از جنگل و عقاب و معدن خاصی تهیه شد. چون این تیر و کمان آماده شد برنامه به همان نحوی که قبلاً آمده شده بود، انجام گرفت. ۶. پس از رهایی تیر، خدا باد را فرمان داد که تیر را از کوه رویان بردارد و به اقصای خراسان، میان فرغانه(احتمالا) فرخار و تبرستان(شاید تخارستان یا طالقان) برساند، که تیر بر تنه درخت گردویی نشست. ٧. بنا به روایات غرر السیر، این تیر که افراسیاب بر آن نشانه ای از خود نهاده بود، در هنگام طلوع خورشید رها شد و از تبرستان به بادغیس رسید. همین که نزدیک به فرود آمدن بود به فرمان خداوند، فرشته ای آن تیر را به پرواز در آورد تا به زمین «خلم» در بلخ رسید و از آنجا به محلی به نام «کوزین» در هنگام غروب فرود آمد.سپس این تیر را از خلم به نزد افراسیاب باز آوردند، و به این ترتیب مرز ایران و توران تعیین شد. ٨. در همه جا این داستان در زمان منوچهر آمده به غیر از غرر السیر که به زمان «زو پسر طهماسب» منسوب است. ٩. محل پرتاب در اوستا کوه «ایرتوخشیوثه» نام برده شده که نمیتوان جای دقیق آن را معین کرد. در منابع اسلامی گفته شده است تیر در تبرستان، یا کوه رویان، یا قلعه آمل یا کوه دماوند یا ساری پرتاب گردیده است. ١٠. در مورد جای فرود آمدن تیر هم اختلاف نگر زیادی دیده میشود: در اوستا، کوه خوانوت آمده و مینورسکی، این نام را با احتمال کوه همایون که ظاهرا یکی از قله های شرقی سلسله کوه های خراسان است برابر میداند. در مجمل التواریخ محل فرود آمدن تیر، عقبه مزدوران بین نیشابور و سرخس ذکر شده است و بنا به ویس و رامین و تاریخ تبرستان، تیر آرش به مرو رسیده است. ١١. در متاب پهلوی مینوی خرد، بدون ذکر تیراندازی آرش آمده است منوچهر از پَدَرشخوارگر(٢) تا بن گوزک را از افراسیاب بازستد.بنا به باور برخی تشابه نام جغرافیایی گوزبن با گردوبُن سبب پیدایش این روایت شده است. ١٢. درمورد روز انداخنت تیر هم دو روایت در دست است. یکی روز خرداد از ماه فروردین و دیگری به روایت آثارالباقیه روز سیزدهم از تیرماه(جشن تیرگان کوچک) است. روزی که خبر جای فرود آمدن تیر را آوردند روز چهاردهم تیر ( روز گوش یا تیرگان بزرگ) بوده است. به احتمال قوی روایت اول کهن تر است و روایت دوم بر اثر تشابه اسم «تیر»(اندازی) و روز و ماه «تیر» پیدا شده است. ذکر نام آرش و تیر اندازی او در تیریشت نیز شاید در پیدایش این روایت بی تاثیر نبوده است. بنابر روایت تاریخ طبری، آرش پس از تیراندازی به ریاست تیراندازان منسوب میشود؛ که متاخر است و با متلاشی شدن بدنش منافات دارد. ---------------------------------------------------------------------------------------- (١) محل آن بدرستی معلوم نیست، ولی بعضی آن را آمل (چهارجوی نزدیک جیحون) و برخی تبرستان نوشته اند.کوه دومی را برخی مرو نوشته اند: از آن خوانند آرش کمانگیر....که از آمل به مرو انداخت تیر برخی دیگر ائیریوخشوت را کوه رویان دانسته اند که سابق نام شهر و ناحیه ای بوده در تبرستان. (٢) این ناحیه عبارتست از دیلم و گیلان امروزی. یعنی ناحیه کوهستانی جنوب قفقاز و ناحیه جنوب غربی دریای خزر
|+|نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٢٩ ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ توسط نظرات ()
آخرین نوشته ها
اگر سراب دیدید بنشینید و از آن آب بخورید!!نگذارید سراب به دروغش افتخار کند.....
آرامتر سکوت کن صدای بی تفاوتی هایت آزارم میدهد..........
۱۳٩۱/٥/۱۸
سلسله های ایرانی
بابک خرمدین رامیشناسی؟
بهار در کلام شریعتی
نه...
داریوش بزرگ
ای آزادی،
معبد تشنه خون است.
آرشيو وبلاگ
امرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
امرداد ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸٧
تیر ۸٧

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

خدمات وبلاگ نویسان جوان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس